[نویسنده پیش از این به شرح اتفاقات پیش آمده در روزهای اول خلافت امام حسن(ع) می‌پردازد و در این فصل به عوامل گرفتن تصمیم امام برای آغاز جنگ با معاویه می‌پردازد و چگونگی آغاز تشکیل سپاه توسط امام برای جنگ با معاویه را شرح می‌دهد.]

پس از گذشت اندك زمانى از وفات امیرالمؤمنین(ع) بود که معاویه براى ایجاد رعب در مرزهاى امن و آرام و هشدار به شیر مردان کوفه و اعلام تدریجى جنگ، فریاد مخالفت خود را که میکوشید پر طنین و مهیب نیز باشد، سر داد. او مرگ على را بهترین فرصتى می‌دانست که مى‌توان از آن براى خاتمه دادن به ماجراى کوفه و شام استفاده کرد و این آخرین تصمیمى بود که او و مشاورانش بر آن اتفاق کرده بودند و این مشاوران، همان یاران شب و روز او بودند که جنبش مخالفت با خلافت هاشمى را با تجربه‌اي توأم با تیز هوشى و زیرکى، رهبرى مى‌کردند، مانند: مغیره بن شعبه، عمر و بن عاص، مروان بن حکم، ولید بن عتبه، یزید بن حر عبسى، مسلم بن عقبه، ضحاك بن قیس فهرى.           

معاویه در انتخاب موقعیت مناسب و هم در ایجاد روح اخلالگرى در کوفه، توفیق یافت او براى این‌کار، با اهتمام هر چه تمامتر، وجدانهاى پست را با پول خریدارى می‌کرد و جاسوس‌هایی به اطراف مى‌فرستاد که در هنگام رفتن، با خود انواع دروغ‌ها را می‌بردند و در بازگشت، اخبار و اطلاعات گوناگونى در مورد تصمیم‌هاى گرفته شده یا مقدار امکانات جنگى دشمن، با خود به ارمغان مى‌آوردند و این مؤثرترین و قوى ترین حربه‌هاى جنگى او بود. معاویه تمامى عشایر و سپاهیانش را به بسیج عمومى فراخواند. بخشنامه‌اي به همه‌ي نواحى قلمرو خویش فرستاد به این صورت: «با رسیدن این نامه، با ساز و برگ تمام بسوى من حرکت کنید.»           

امام حسن نیز متقابلا تصمیم خود را براى پاسخ به ستیزه جویی معاویه، دنبال کرد و رسما اعلان جهاد داد. به دعوت او مؤمنان با اخلاص و حاملان قرآن، فرماندهان جنگ و پارسایان اسلام گرد او جمع شدند، مانند: حجر بن عدى، ابوایوب انصارى، عمر و بن قرضه ي انصارى، حبیب بن مظاهر، هانى بن عروه و... که همان‌ها جناح نیرومند جبهه‌ي امام حسن(ع) را تشکیل مى‌دادند.           

خوشبینى شدیدى که همه‌ي مردم را فرا گرفته بود، در هنگامه ي دعوت به جهاد، کوفه را تکان داد و مردم دسته دسته به صفوف جنگ پیوستند در میان این داوطلبان جنگ، عناصر مختلفى نیز وجود داشتند که پیش از آن هیچکس از ایشان چنین شور و نشاطى درکارهاى شایسته و اقدامات خداپسند، بیاد نداشت. لذا در اردوگاه امام حسن، در کنار آن دسته یاوران با اخلاص، توده‌ي مجهول الحالى از مردم و جماعتى از وابستگان به فامیل‌هاى سرشناس و خیل انبوهى از بداندیشان که طرز فکرى بیگانه از طرز فکر امام حسن داشتند و اى بسا فقط به جاسوسى براى دشمن آمده بودند و بالاخره گروهى از مردم سست عنصر که معمولا هنگامه جنگ را با گریز علاج مى‌کنند و اى بسا امیدى به جز گرد آوردن غنیمت ندارند، نیز قرار گرفتند. علاوه بر اینها مجادلات و مناقشات حزبى - که بزرگترین خار راه آمادگیهاى لازم شرائط جنگ است - نیز در میان آنان فراوان وجود داشت.


برچسب‌ها: تصمیم بر جنگ و آغاز توطئه منافقین, مناقشات حزبى, جاسوسى
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۳ساعت 10:32  توسط حسینعلی فعالی  |