|
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام خواب دیدم خسته و افسرده ام روی من خروارها از خاک بود وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت ناله می کردم ولیکن بی جواب تشنه بودم در پی یک جرعه آب بالش زیر سرم از سنگ بود غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود خسته بودم هيچ کس يارم نشد زان ميان يک تن خريدارم نشد هر که آمد پیش حرفی راند و رفت سوره حمدی برایم خواند و رفت نه رفيقي نه شفيقي نه کسي ترس بود و وحشت و دلواپسي برچسبها: خواب دیدم, خواب اینکه مرده ام, خسته و افسرده ام, دل گرفت
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۴ساعت 12:33  توسط حسینعلی فعالی
|
|