|
آیا زمین همیشه دارای حجت بوده که گفته میشود زمین نباید از حجت خدا خالی باشد؟ و اگر بوده، آیا قابل اثبات است؟ نخست به این نکته باید توجه كنیم که زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نبوده و نخواهد بود؛ زیرا «اگر حجت نباشد زمین اهلش را به خود فرو میبرد» (هیئة العلمیه فی مؤسسة المعارف الاسلامیه، معجم احادیث الامامالمهدی(عج)، قم، ناشر مؤسسة المعارف الاسلامیه، چاپ اول، 1411 هـ ق، ج3، ص42، ح877، ص344، خ89) البته ضرورت ندارد حجت خدا حتماً مشهود و ظاهر باشد، گاهی آشكار و روشن و گاهی مخفی و پنهان میباشد. خداوند بهوسیله آنان بر بندگان اتمام حجت مینماید. (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ج36، ص346، طبرسی، احتجاج، مشهد، نشر مرتضی، 1403 هـ ق، ج1، ص69) با توجه به این نكته میگوییم كه: «حجت خدا پیش از خلق بوده و با خلق میباشد و بعد از خلق هم خواهد بود.» (كلینی، محمدبن یعقوب، اصول كافی، ترجمه و شرح سیدجواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهلبیت، ج1، كتاب حجت، ص2۵0) چنانکه حضرت صادق علیهالسلام فرموده: «اگر مردم زمین تنها دو كس باشند، یكی از آن دو امام است و فرمود: آخرین كسی كه بمیرد امام است تا كسی بر خدای عزوجل احتجاج نكند كه او را بدون حجت واگذاشته است. (همان، ص2۵4 ـ 2۵3) بعد از پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم امامان معصومعلیهمالسلام یكی بعد از دیگری حجتهای خدا بودهاند و اكنون در عصر غیبت، امام زمان؟عج؟ حجت خداوند است كه به عللی غایب گشته و در آخرالزمان به حكم خداوند ظهور کرده و عدالت را در جهان فراگیر خواهد كرد. قبل از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز پیامبران الهی وجود داشته است كه به دلیل عقلی و نقلی قابل اثبات است.
دلیل عقلی: (سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، نشر مؤسسه امام صادق علیهالسلام، 1370، ج10، ص108ـ97) اگر باب چنین فیضی بر روی بشر بسته شود، آفرینش انسان لغو و بیثمر خواهد بود و به دیگر سخن، آفرینش در صورتی حكمیانه و شایسته مقام ربوبی خواهد بود كه هدفی داشته باشد و آن هدف كمال علمی، عملی و اجتماعی انسانها است كه در سایه اعزام پیامبران تأمین میگردد، پس باید خداوند متعال برای تأمین این هدف، پیامبران را مبعوث كند. هرگاه تكیهگاه ما در لزوم بعثت انبیا این برهان عقلی باشد، طبیعی است كه این برهان برای خود حد و مرزی از نظر زمان و مكان نمیشناسد و در هر كجا كه زمینه نزول این فیض الهی فراهم بوده است قطعاً نازل گردیده است.
دلیل نقلی: از نظر آیات قرآنی نیز میتوان گفت كه فیض نبوت یك فیض عمومی و جهانی بوده و در هر كجا كه «امت» و جمعیتی در كار بوده است آموزگاران الهی به سوی آنان مبعوث گردیدهاند و این را میتوان از دو گروه آیات استفاده كرد: الف. آیاتی كه به روشنی میگوید: برای هر قوم و گروهی، هادی و راهنما بوده (و لكل قوم هاد؛ رعد/7) و یا برای هر امتی بیمدهنده وجود داشته است. (فاطر/24) روشنتر از همه آیه سوم است «در میان هر امتی پیامبری برانگیختم تا خدا را بپرستند و از پرستش طاغوت اجتناب ورزند.» (نحل/38) این آیات، به روشنی وجود امتها و اقوام را با هادی، نذیر و رسول مرتبط و همراه دانسته و میرساند كه در هر كجا انسانهایی كه بهصورت «قوم» و یا بهعنوان «امت» زندگی میكردند، از فیض نبوت بیبهره نبودند. ب: آیاتی كه متضمن نداهای آغاز آفرینش انسان است بهگونهای كه حاكی از گستردگی این فیض است و این آیات در سوره اعراف آیات 36 ـ 2۵ آمده است. یعنی آنگاه كه آدم و حوا از جنت بیرون آمدند خداوند فرزندان آدم را با خطابات تكاندهنده مخاطب قرار داد كه آنها را خطابهای آغاز خلقت نامیدهاند و از ظاهر آیات بهدست میآید كه فرزندان آدم بدون فترت تحت پوشش این خطابها كه حاكی از وجود رسول و نذیر میباشد، قرار گرفته كه اینك پارهای از این آیات ذكر میشود: اول: «ای فرزندان آدم! شیطان شماها را فریب ندهد. همانطور كه پدر و مادر شما را از جنت بیرون كرد، لباسهای آنان را از بدن آنان كند تا مواضع ناخوشایند را آشكار سازد. او و یاران او شماها را میبینند در حالیكه شما آنها را نمیبینید، ما شیطانها را دوستان كسانی كه ایمان نمیآورند قرار دادهایم. دوم: ای انبوه انس و جن: آیا پیامبرانی از خودتان به سوی شما نیامدند تا آیات مرا بر شما فرو خوانند و شما را از (عذاب) امروز (قیامت) بیم دهند؟ در پاسخ میگویند ما به زبان خود گواهی میدهیم، زندگی دنیا آنان را فریب داد و علیه خود گواهی دادند كه كافر بودند. (انعام/130) این آیات، همگی حاكی از اخطارها و انذارهای الهی نسبت به فرزندان آدم هست كه آنان را به پیروی از انبیا دعوت مینمایند و اگر بگوییم پس از صدور این خطابات، قرنها بر انسانها گذشته و از جانب خدا برای آنها رسول و نذیری نیامده است، بلكه مدتی طولانی باب بعثت پیامبران به روی بشر بسته بوده، سخنی مخالف با ظاهر این آیات گفتهایم. بنابراین با توجه به مجموع این آیات و برخی از روایات، روشن میشود كه فیض نبوت با فیض آفرینش از ابتدا با انسان همراه بوده است. چنانكه امام علی علیهالسلام میفرماید: او را پس از توبه به روی زمین فرود آورد تا با فرزندان (نسل) خود روی زمین را آباد كند و حجت را به وسیله او بر بندگانش تمام سازد. آنگاه او را قبض روح كرد؛ مردم را از آنچه حجت پروردگاری خدا را تأكید نمایند و آنان را به معرفت آفریدگار متصل سازند، خالی نگذارد، تنها چنین نكرد بلكه آنان را با حجتهای روشن كه از زبان بهترین مخلوقات و حاملان رسالت او، بیان میگردید زمان به زمان مورد عنایت قرار داد...» (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، پیشین، ج۵4، ص112، ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، بیروت، ج7، ص3) این بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام و آیات مذكور، بهصورت هماهنگ بر یك نكته تأكید دارند كه خداوند پساز پدید آوردن حضرت آدم علیهالسلام بر روی زمین، فرزندان او را بدون حجت رها نكرد، بلكه پیوسته حجت را بهوسیله پیامبران تمام كرد. اكنون كه روشن شد پیامبران الهی از زمان حضرت آدم علیهالسلام تا پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیوسته وجود داشته است، ذكر این نكته نیز حائز اهمیت است که هر پیامبری برای خودش وصی نیز داشته تا بعد از او (تا پیامبر بعدی) مبلغ آیین وی و حجت برای مردم باشد. بر اساس احادیث و روایات، از زمان غیبت و عروج حضرت عیسی علیهالسلام تا پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بیشاز پانصد سال فاصله بوده (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، پیشین، ج14، كتاب النبوة، ص346) و در این مدت نیز زمین خالی از حجت نبوده است. بعد از عروج و غیبت حضرت عیسی علیهالسلام (آلعمران/۵7 ـ ۵4) حواریون كه دوازده نفر از شاگردان خاص حضرت بودند (اسامی آنان عبارتند از: شمعون بطرس، اندریاس (برادر شمعون)، یعقوب، یوحنّا (برادر یعقوب) فیلپوس، برتونما، موقا، متی، شمعون غیور، لیوس (یهودا) یعقوب صغیر و یهودا اسخر یوطی، (سبحانی، جعفر، منشور جاوید، پیشین، ج12، ص393) آیین وی را در جهان نشر دادند و همه حجت خدا بودند. (آلعمران/۵3 ـ ۵2) پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز میفرماید: «هنگامی كه خداوند میخواست عیسی را بالا ببرد به او وحی كرد كه حكمت و نور خدا را به شمعون تعلیم دهد و او را جانشین خویش قرار دهد...» (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، پیشین، ج14، ص34۵) البته انبیای دیگری نیز بعد از حواریون و قبل از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم بهعنوان حجت و مبلغ شریعت آسمانی وجود داشتهاند كه برخی آنها ذكر میشود: 1. اصحاب الاخدود؛ (همان، ص439، ح2، ص44، ح۵) 2. جرجیس؛ (همان، ص44۵، ح1) 3. خالدبن سنان العبس كه پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم در مورد وی فرموده: فقال ذلك النبی اضاعه قومه (همان، ص448، ح1، ص4۵0، ح2 و 3) این نبی و فرستاده خداوند است كه قومش او را ضایع كرد. و همچنین دیگرانی که نامشان بهدست ما نرسیده است. بنابراین زمین همیشه دارای حجت است یا ظاهر و یا پنهان، یا نبی و یا وصی و قبل از پیامبر اسلام نیز نزدیك به 124 هزار پیامبر وجود داشته كه به ادله عقلیه و نقلیه ثابت شد. علاوه بر اینها از حیث فلسفی و عرفانی نیز ما محتاج واسطه فیض و هدایت هستیم. منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات دینی برچسبها: آیا زمین همیشه دارای حجت بوده, وبلاگ شخصی حجت الاسلام حسینعلی فعالی
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۵ساعت 23:50  توسط حسینعلی فعالی
|
|